دیکانستراکشن 2
خانه های آیزنمن
خانه ی I


آیزنمن در خانه ی I دیاگرامی را به کار برد که در آن فرم را از عملکرد جدا نمود.از نظر وی این ایده به معماری اجازه می دهد که فرم خود را بدون ارجاع انسان انگارانه تولید کند و این به معنای جدایی موضوع از نمادش است.
وی به موضوع مقیاس انسانی اینگونه پاسخ می دهد:“از آنجا که این خانه آزاد و عاری از مفهوم ظاهری تصور شده،در شکل انتزاعی خود به هر شکلی می تواند باشد.
خانه یIII


آیزنمن در این خانه سلسله مراتب رایج را فرو می پاشد.حال باید روابطی را که ارزش های زیبایی شناختی را برای انسان تداعی می کند حل کند؛آیزنمن مایل نیست تنها از یک سطح به موضوع بپردازد،بلکه سعی در تغییر دادن استنباط مردم از نحوه ی عملکرد نظام ها و تاثیر متقابل آنها بر یکدیگر دارد.
خانه ی شماره ی VI

آیزنمن با اذعان بر انکه خانه به عنوان یک شیئ نمودی بصری از فرایند دگرگونی است،عقیده ی خود را درباره ی درونی بودن معماری بیان می کند.و این عقیده به این معناست که بنا یک عنصر خودتحلیل است؛و این عقیده تلاشی است آگاهانه برای دیدن عناصر سرکوب شده ای که به ساختمان معنا میبخشند.
او به این نقطه از ادراک میرسد که با استفاده از یک سیستم فرمال برای ایجاد مکان زدایی ،او خالق این تغییر نخواهد بود و سرانجام در جایی حد یا جهشی وجود دارد که به سکون منجر می شود و فرایند را متوقف می کند.
خانه ی شماره ی X

آیزنمن در خانه های قبل با موضوع بعنوان یک دال میکند، ولی در این خانه فلسفه ی دیگری بکار برده است که در آن علاوه بر اینکه جنبه های قابل فهم خانه مستقیما توسط ساکنینش تجربه میشود ولی کشف رموز آن تقریبا غیر ممکن است...
پاشا نوبهار-شیما گرامی
خدایا!