معماری معاصر استرالیا
آنها به اين نتيجه رسيدند براي اهميت دادن به معماري استراليايي بايد چيزي طراحي كنند كه به عنوان تجلي هويت محلي با آرمانها و كمال مطلوب هنر و معماري در تعادل باشد و در برابر اقليم و خواستههاي اجتماعي به خوبي پاسخ گو باشد. در اوايل قرن 20 در سراسر شهرهاي استراليا ارتفاع تيپ 45 متري تصويب شد. آنها با اين كار مانع از پيشرفت سبك آمريكايي (آسمانخراش) شدند در نتيجه تا اواخر قرن 20 ساختمانهاي بلند در استراليا كمياب بود آنها مقابل تخريب ساختمانهاي قديمي براي ساخت آسمانخراش ايستادند و مانع از نابودي ساختمانهاي صخرهاي قرن 18 برابر ساخت برجهاي بزرگ شدند به طور مثال از تخريبgarden Royal Botamie براي ساخت پاركينگ اپراهوس جلوگيري كردند.
در قرن 21 معماري استراليايي در طراحي به Auant- garde نزديك شدند در اين زمان ساختمانهايي كه به خوبي بازتابي از فرهنگ استراليايي بودند پديدار شدند
:معماري معاصراستراليا
معماري معاصراستراليا را ميتوان در 5 دوره زير بررسي كرد:
دوره فدراسيوني (1915-1890)- دوره بين جنگ (1940-1915)- دوره پس از جنگ (1960-1940)- اواخر قرن 20 (2000-1960)- قرن 21 (اكنون- 2000)
دوره فدراسيوني (1915-1980)
مهمترين سبكهاي اين دوره شامل:
ملكه آن :بناهاي ساخته شده در اين سبك به شيوه جنبش هنر و صنعت اشاره دارد.
فدراسيون: اين سبك همزمان با تبديل شدن استراليا به يك ملت مستقل به وجود آمد (1901) اين سبك بيانگر ظاهر سبك تئودوري (سبكي در انگليس) بود بخصوص در سه گوش كنار شيوارنيها الوار تزئيني كرم رنگ شومينههاي بلند و منبت كاري از ويژگيهاي اين سبك است
سبك ادواردي :اين سبك پس از پادشاهي ادوارد (1910- 1901) به اين اسم نامگذاري شد و ساختمانهايي با جزئيات بيشتر را شامل ميشد.
دوره بين جنگ 1940-1915
دوره بين دو جنگ جهاني را بين جنگ ميگويند كه پس زمينه مدرنيسم اروپايي را دارد معماران جوان استراليايي با مسافرت به اروپا سبك بينالمللي را براي اولين بار ديدند و در این سبک طراحي كردند عملكردگرايي تكنولوژي و حذف كار بردن تزئينات در اين دوره اتفاق ميافتد.
اين دوره شامل 4 سبك معروف زير است:
سبك خانههاي ييلاقي كاليفر نيايي - سبك انگليس كهن - مأموريت اسپانيايي - مدرن اوليه
سبك خانههاي ييلاقي كاليفرنيايي (1940- 1915):
اين سبك را ميتوان مستقيماًاز روي ستونهايي كه ايوان جلويي را نگه ميدارد شناخت نام این سبك به راحتي سبك را توضيح ميدهد.Bunglow نوعي خانه زمخت ييلاقي است. سنگ آجر و الوار از مواد طبيعي بودند كه در اين سبك استفاده ميشدند در اين سبك هميشه سقف شيرواني رو به جلو يا جوانب هميشه وجود دارد به طور كلي اين ساختمانهايي با يك سقف شيرواني با شكوه دارند كه معمولاً با شيروانيهاي كوچكتر ثانويه احاطه شدهاند يك پلكان تقريبا هميشه حياط جلويي را به ايوان متحمل ميكند.
سبك مأموريت اسپانيايي (1935-195):
اين سبك توسط اسپانياييهاي ساكن امريكا بر معماري امريكا تأثير گذاشت كه در استراليا هم تأثير گذاشت اين سبك با راهروهاي پيچخورده به يك فضاي ايواني كه در جلويي را ميپوشاند شناخته ميشود معمولاً پنجرهها به صورت سه تايي در كنار هم قرار ميگيرند
مدرن اولیه :
در این سبک معماران استرالیایی به پیروی از مکتب باهاوس آلمان پرداخته عملکرد گرایی در این سبک از اهمیت خاصی بر خوردار بود.دیوار هایی از جنس آجر وبا بتن به رنگ قرمز ,کرم در این سبک دیده می شود.
انگلیس کهن:
همان طور که از نام آن پیدا ست .تقلیدی از معماری گذشته انگلیس است.
دوره پس از جنگ 1960- 1940
اين دوره پس از جنگ جهاني دوم و كمبود مصالح و مسكن شروع ميشود از ويژگيهاي آن 1) سطوح وسيع شيشهاي 2) كنتراست در ساختار 3) نمايش ساختار ساختمان را ميتوان نام برد در استراليا سبك بينالمللي در 1950 بسيار رواج پيدا كرد استفاده از استيل شيشه و پلان آزاد در نمونههاي اوليه آن به چشم ميخورد
سبكهاي اين دوره شامل:
International -Triple front –waterfall- L shap
سبك بينالمللي:
پس از جنگ جهاني دوم معماران استراليايي تحت تأثير گسترش معماري سبك بينالمللي قرار گرفتند اين سبك با يك سري تغييرات محلي در استراليا گسترش پيدا كرد حداقل تنوع رنگ پهناي كم طولي بودن تك طبقه طره بزرگ (پيش آمدگي) سقف شيب دار پلان آزاد نماي آجر رنگ با پنجرههاي بزرگ شيشهاي منظم از ويژگيهاي اين سبك هستند.
سبك سه جبهه (1960-1950):
اين سبك با ديوارهاي 3 يا 4 تكه نماي جلويي شناخته ميشود اين چند تكه شدن اجازه ميداد كه گاهي اوقات ورودي گرد بشود داراي سقفهاي شيبدار با شيب متوسط با پوشش سفال بودند از تزئينات آهني در دوره دروازهها استفاده شده است.
آبشار :
در اين سبك از فرمهاي منحني بسيار استفاده شده است مجموعه ديوار پنجره بالكن و تمامي گوشههاي بنا تداعي كننده اقيانوس هستند گوشههاي ساختمان در اين سبك منحني هستند و پنجرههاي منحني و كركرهاي از ديگر ويژگي اين سبك ميباشند. دودكشهاي صاف يا پلكاني و همينطور پنجرههاي منحني حس آبشار را منتقل ميكنند.
فرمL (1955-1945):
همان طور كه از اسم آن پيداست در اين سبك پلان به شكل پيدا ميكند داراي آرايش 3 گوش است هنوز هم از آجر قرمز مايل به قهوهاي استفاده ميشود حصار جلوي خانه هماهنگي خاصي با نماي خانه دارد.
اواخر قرن بيستم (2000-1960):
سبكهاي اين دوره شامل موارد زیر می باشد:
Brutalism- immigrants Nostalgic- Deconstructivism- international- late modern- organic- post modern- stripped- structuralism-
Brutalism:
ويژگيهاي اين سبك شامل موارد زير ميباشد:
اشكال سخت وتركيبات جسورانه
استفاده از عناصر كج و شيبدار در تضاد با عناصر افقي و يا عمودي
ديوارهاي بتني با مساحت زياد
نمايش ساختارهاي بتن مسلحي
نمايش اغراق آميز تناسبات
اولين ساختمان به سبك بروتاليسم در استراليا مدرسه Hale school Memorial hall در Perth كه توسط Marshall Clifton طراحي و در سال 1961 كامل شد ايتاليا مورد تشويق وانتقادات زيادي قرار گرفت. نمونه ديگر اين سبك در استراليا Cameron Office است كه توسط Ohn Andrews در كامبرا است. نمونه برجسته خانههاي استراليايي به سبك بروتاليسم خانه Harry and Penelope Siedler در killara است CCAE Student نمونه برجسته اين مثال است در Canberra
Immigrant's Nostalgic:
این سبک ناشی از تمایل و بازگشت مهاجران استرالیایی به معماری و فرهنگ بومی خود است. از دیگر سبک های این دوره می باشند.
stripped classical:
اين سبك همان سبك كلاسيك است كه اما بدون پرداختن به جزئيات كه در سبك كلاسيك ديده ميشود. تقارن تكرار ورودي در مركز بنا طولي و پهن شدن در جهت افق ريتم ستون- تناسبات از ويژگيهاي اين سبك است.
شهر در حال توسعه كانبرا مكاني مناسب براي ساختمانهايي در اين سبك بود يكي از نمونههاي اوليه اين سبك در استرالياA law courts of the ACT
(1961) است كه شبيه به كتابخانه بينالمللي استراليا است.
Organic:
خانهها در اين سبك از مصالح طبيعي ساخته شده وسعي ميشود خود را تا آنجا كه ممكن است به طبيعت نزديك كنند از ويژگيهاي اين سبك ميتوان 1) حجم آزاد 2) صفحههاي افقي براي تأكيد بر افق 3) بافت آجري 4) هندسه مكمل سايت يا شكل طبيعت 5) طراحي انرژي كارا 6) پنجرههاي پر رنگ و مشخص 7) هماهنگ با طبيعت برگرفته از نوع زمين و سايت ..... را نام برد.
در استراليا معماران مثل
Peter Muller- Bruce Rickard- Alstair Knox
- از كساني بودند كه در دهههاي 1950-1960 در اين
سبك فعاليت داشتند خانههاي آنها بيانگر ارتباط با طبيعت تأثير از كارهاي رايت است كارهاي Enrico Taglietti در كانبرا از اهميت خاصي برخوردار است به علاوه توسعه سبك ارگانيك با حل مشكل نگهداري انرژي در طبيعت و آب و هواي استراليا درگير بوده است خانه طراحي شده Ric Butt در 3 and 5 All wood close مثال خوبي است.
پست مدرن:
از ويژگيهاي اين سبك ميتوان موارد زير را نام برد:
پیروی از سبكهاي گذشته
نماسازي و تنوع
نمود دوباره معماري و بومي در ظاهر
استفاده از متريالهاي آهن هوجي و آجركاري دورنگ متداول
تركيب ساختارهاي سنتي و تكنولوژي مدرن در ساختمان
تبعيت از ساختمانهاي مجاور
در استراليا هر چند پست مدرن قدري گسترش پيدا كرد اما خيلي سريع با اروپا و امريكا در اين مسير هم جهت شد هدف بيان تاريخي و معماري بومي در ساختمان بود كه جزئيات كلاسيكي art deco از موضوعات متداول آن بود ساختمان Livie house كانبرا از نمونههاي اين سبك است.
معماران معاصر استراليا
Robin-Boyd (1971- 1917)
او يكي از تأثير گذارترين معماران استراليايي بود علاوه بر معمار نويسنده، معلم و مفسر اجتماعي نيز بود. Boyd در يك خانواده برجسته هنرمند در استراليا متولد شد و از كودكي با معماران نقاشان و مجسمهسازان بزرگي آشنا شد. او يكي از طرفداران جنبش بينالمللي مدرن در استراليا بود اولين كار بويد ساخت كارگاهند بر پسرد عموي نقاشش Boyd Arthur بود Boyd اواخر 1940 به خاطر پروژههاي ارزان و عملكردياش مورد توجه واقع شد تا آن زمان بيشتر كارهاي او مسكوني بود در سال 1953 با همكاري Fredrick Hombery و Roy Ground براي معنادار كردن ساختار ملبورن كوشيدند خانههاي مهم اوالهاي از سبك محلي داشتند مانند خانهاي كه براي يكي از تاريخدانان استراليا به نام Manning clarck ساخت.
او پس از 1947 براي سالهاي متمادي رئيس The age small home service بود و با مقالههايش افكار مردم را تحت تأثير قرار ميداد او همچنين از سال 56 استاد دانشگاه ملبورن و انيستيو تكنولوژي ماساچوست شد.
جايزهها
برنده جايزه Life Fellow در انيستيتو معماري رويال استراليا
دريافت مدال RAIA Gold در سال 1969
Glenn Murcutt
متولد لندن (1939)
از كودكي به استراليا مهاجرت كرد از دانشگاه new south wales فارغ تحصيل شد.
گلن ماركوت يك مدرنيست است معماري طبيعتگرا انسانگرا و بومگرا. معماري است منفرد كه از ايده تا درك پروژهها در استراليا بومي است به تنهايي كار ميكند كارهاي او تركيبي از هيس ون در دهه و سرپناه پشي بومي استرالياست معمولا از پروژههاي بزرگ كه مستلزم گسترش كار است و دراز پرداختن به جزئياتي كه در هر پروژه انجام دهد باز ميدارد پرهيز ميكند كارهاي معماري مكان است معماري به محيط و اقليم جواب ميدهد.
توماس چي پرتيزكر درباره موركات اين چنين ميگويد (گلن ضادي عامل با اغلب معماران امروز درد كارهاي او در مقياس بزرگ نيستند مصالحي كه او با آن كار ميكند از چيتل ورق آهني موجدار كاملاً معمولي است و تحصبلي نيست. روح مدرنيستي او ريشه در كارهيا سيس ون در ؟؟ دارد اما سنت گراي اروپايي شمالي آلتو، آلونگهاي چوبي استراليايي و بسياري از معماران و طراحان ديگر از قبيل چاريو نيز براي او مهم بوده است» هيئت داوران به خاطر توجه او به اقليم بومي استراليا در طراحي براي پريتز كر انتخاب كردند. اكثر كارهاي او خانههاي مسكوني است منتقدان مركز آموزشي آرتورويوون بودند را كه در سال 1999 كامل شد را از كارهاي عالي او برشمردند.
آثار
Berowra water Inn
Lavrie short hovse Sydney
Bawali Visitor in formation center
Murcutt Guest studio kempsey
done house Sydney
museum of local history and torist office kempsey
Sir Roy Grounds(1981- 1905)
او يكي از معماران برجسته جنبش مدرن در استراليا است وي در ملبورن به دنيا آمد و از دانشگاه ملبورن فارغالتحصيل شد و دفتر مهندس Faster, Craing, Blaclcett كار و همكاري كرد در سال 1932 جايزه Royal Victorian institute of Architects (RVIA) را دريافت كرد و ملبورن را براي كار در انگلستان و امريكا براي دو سال ترك كرد در اين سفر تجربيات زيادي از معماري معاصر بدست آورد در برگشت به استراليا با Geffrey Mewton همكار شد و با هم سبك بينالمللي را به ملبورن معرفي كردند Ground اين شركت را در سال 1936 اتمام كرد و به مدت سهسال يعني تا سال 1939 به انگلستان سفر كرد و در بازگشت دوباره به استراليا بر روي استحكام ساختمان در مدت جنگ جهاني دوم كار كرد و با طراحي چند آپارتمان مهم از سال 1939 تا 1942 مثل (moonbria(1951-1940)) كسب شهرت كرد پس از جنگ او در مدرسه معماري دانشگاه ملبورن به تدريس پرداخت و به فرمهاي هندسي و روابط آنها در طراحي علاقهمند شد.
اولين پروژه بزرگ او Australian tcademy of sciene در كانبرا بود در اين ساختمان از بتن پيشساخته استفاده كرد كه اين يك موفقيت فني قابل توجه بود او جايزه RAIA را براي اين پروژه دريافت كرد.
او همچنين Sulman را به خاطر شايستگي در معماري دريافت كرد .
آتن- متولد 1951 Nonda Katsalidis
او در سال 1976 از دانشگاه ملبورن فارغالتحصيل شد او برنده جايزه معماري استراليايي است هم اكنون رئيس شركت معماري Fender katsatidis است Nonda از معماراني است كه به استراليا مهاجرت كرده و در ملبورن كار ميكند او تا سال 83-86 بررسي پروژههاي كوچك مسكوني كار ميكرد.
از كارهاي او ميتوان موارد زير را نام برد:
كافهاي در خيابان 312 در سال 1972
گالري deutscher در سال 1983
او با طراحي Metro Brasseris جايزه معماري را برد.
او در سال 1990 شركتي براي خود تأسيس كرد او يكي از جوانترين معماراني است كه ساختمانهاي اداري بلند طراحي كرد.
يكي از كارهاي به ياد ماندنی او Melburne Terrace Apartment است كه به خاطر آن جايزه اين اولين ساختماني است كه داراي استراژيي براي جوابگويي به افزايش جمعيت در مركز شهر ملبورن است.
او با دريافت جايزه Argus Gentre در سال 1991 به اوج رسيد او در 1992 درجه استادي از RMIT گرفت.
Harry Seidler (2006- 1923)
او يك معمار استراليايي متولد استرالياست از او به عنوان رهبر جنبش مدرن در استراليا ياد شده است او اولين معماري است كه اصول مدرسه با اواس را در استراليا مطرح كرد.
seidler چه در داخل استراليا و چه در خارج آن ساختمانهاي مهم مسكوني و تجاري بسياري را طراحي كرده است و ايدههاي و تكنيكهاي ساختمان سازي نو و جديدي را معري كرد و سهم عمدهاي در معماري سيدني داشت.
harny مدال طلاي RAIA در 1976 و RIBA (Royal institute of British Architects) را در سال 1996 دريافت كرد.
آموزش او بر خلاف ساير معماران محلي بود او زير نظر وWalter gropius و Marcel Breuer در مدرسهها هاروارد و زير نظر Joseph Albers در Black Mountain College در شمال كارولينا در دفتر نيويورك كار كرد و به طور خلاصه هم با Oscar Niemegen در ريو ژانيرو كار كرد.
Seidler در سال 1948 براي خود دفتري در سيدني تأسيس كر.
كارهاي مسكوني:
اولين خانه Sidler Rose Siedler house در Tarramuma (1948) ديوارهاي شيشهاي شكل مكعبي خانه مصرف اصول مدرسه با هاس و گروپيوس است كه براي اولين بار در استراليا اجرا ميشد.
Seidler كوشيد تا ايدههاي خود را به مردم استراليا ارائه دهد از اوايل دهه 1960 سخنيهاي هندسه موضوع تكراري در كارهاي Siedler شد او با ساخت آپارتمان ايدههاي جديد خود را در سيدني و استراليا معرفي كرد. در اين آپارتمانها دسترسيها جدا به هم پيوستن واحدها به وسيله پلان تقسيمبندي شده ارتفاع 2 برابر پذيرايي از كف طبقه براي استفاده از منظرهاي سيدني در تمام آثارها ديده ميشود.
آپارتمان Arlinton در Edge Cliff مثال خوبي است داراي نما انتزاعي و نامتقارن است كه از جنبش هنر نو اروپا در دهه 1930-1920 الهام گرفته است او همچنين ساختمانهاي اداري پاركينگ فضاي عمومي ميدان عمومي و.... نيز كاركرده كه از اهميت خاصي برخوردار است يكي از مهمترين اين نمونهها Australian Square (1961) است.
او كسي بود كه استفاده از بتن پيش ساخته در برجهاي خود بحث استفاده پيشرفته از بتن را مطرح كرد.
Ric Butt (1953)
او از طراحان ساختمانهاي مسكوني است كه از انرژي غير فعال خورشيدي در ساخت مجموعه بيهمتا خانهها با انرژي غير فعال خورشيدي در معماري ارگانيك بهره برده است او پركار در شركتS trine Design در كانبرا تلاش كرد تا معماري بومي استراليا را بهبود بخشد.
او جايزه RAIA و جايزه صنعت خانهسازي و ساختمانسازي را دريافت كرد تأثيرپذيري از معماري بومي سبب شد او كم كم به استفاده از مصالح مثل آهن موجدار در سقف روكش فلز به عنوان يك ويژگي و سطوح منحني در سقف و... علاقه پيدا كند خانههاي ساخته شده توسط Ric Butt معمولاً گرم، روشن، آكنده از شيشه در شمالند.
گرماي خورشيد در ديوارههاي داخلي و پوششهاي بتني كف در طول روز به دام ميافتد و در شب منتشر ميشود او از اين قاعده كلي براي استفاده از روكش آجري انعكاس ميدهند پيروي كرد و براي اطمينان از حفظ گرما از ديوارهاي بتني متحرك و عايقكاري كامل براي تمام سطوح خارجي استفاده كرد.
سطوح و سقفهاي منحني سبب به جراين انداختن گرما ميشوند او به اين طريق گرما را از شمال خانه به جنوب خانه كه سردتر است هدايت ميكند (استراليا به علت قرارگيري در نيم كرده جنوي ضلع جنوبي ساختمانها سردتر از ضلع شمالي آنهاست)
BVH يك چهره ملي در طراحي منظر در ساختمانها با انرژي حداقل بود او در سال 2000-1998 كميته ملي محيط زيست RAIA شد.
او همچنين عضو افتخاري انجمن معماران امريكا در سال 98 شد.
گروه معماري Raggat , Mcdougall , Ashton-ARM
اولين چيزي كه نام گروه در ذهن تداعي ميكند ساختمان موزه ملي استراليا در كانبراست كار اين گروه نشأت گرفته از هويت استراليايي و الهام گرفته از كارهاي لوكوربوزيه (خصوصاً ويلا ساوا) و اپراي سيدي است معماري آنها مانند موسيقي تند در سبك جاز است.
گروه در ملبورن در سال 1980 تأسيس شد معماري آنها مثل معماري بيشتر معماران استراليايي شامل ايده است تا عملكرد گرايي پروژههاي مسكوني، فرهنگي آموزشي تجاري بسياري اجرا كردهاند در اين ميان پروژههاي فرهنگي آنها را به چهره شاخص تبديل كرده است.
آنها در سال 1996 پروژه ساخت RMIT دانشگاه ملبورن را بر عهده گرفتند اين ساختمان يك ساختمان نئوكلاسيك بود آنها يك گالري و سالن اجتماعات عجيب براي آن طراحي كردند همينكار باعث جهاني شدن اين گروه شد. سالن طراحي شده براي اين ساختمان مانند آفتاب پرست سبز بسيار عجيبي ميماند كه ساختمان نئوكلاسيك را به يك گالري و سالن اجتماعات تبديل ميكند.
كار ديگر اين گروه مركز فرهنگي ماريون است كه از خود حروف آن براي طراحي ساختمان استفاده شده است اين حروف هم نقش ديوار و هم نقش مجسمه دارد در اين ساختمان ايفا ميكنند اين پروژه در سال 2001 ساخته شد كار ديگر ساختمان كتابخانه سنت كليدا در ملبورن سال 1993 است اين كتابخانه مانند كتاب سنگي بسيار بزرگ است.
البته در كارهاي گروه ARM پروژههاي آرامتري نيز وجود دارد مانند ساختمان يادبود جنگ در ملبورن است اين ساختمان مانند معبدي بر روي يك تپه قرار دارد و در آن گالريها و نمايشگاههايي براي يادآوري دوران جنگ برپاست.
گروه DCM
اعضاي اين گروه Marshall, Corker, Dentonهستند اين گروه در سال 1972 در ملبورن تأسيس شد.
رقابت بين شهرهاي ملبورن و سيدني هميشگي است معماري شهر سيدني به علت ثروتمند بودن اين شهر پر زرق و برق است در حالي كه ملبورنيها از نظر فرهنگي در سطح بالاتري قرار دارند گروه DCM با اينكه اساساً ملبورني هستند ولي هم از رزق و برقهاي سيدني و هم از تعقلگرايي منشك ملبورني در ساختمانهايشان استفاده كردهاند.
اين 3 معمار در ملبورن تحصيل كردند و پس از فارغالتحصيلي دراواخر دهه 60 از دانشگاه ملبورن در سال 1972 همكاري خود را آغاز كردند. تا سال 1995 كارهاي آنها در استراليا خلاصه ميشد تا اينكه در اين سال آنها پروژه ساخت سفارت استراليا در توكيو ژاپن را بر عهده گرفتند.
از كارهاي ديگر اين گروه هتل آدلفي در ملبون است كه در سال 1992 ساخته شد از ويژگيهاي اين ساختمان استخر بزرگي است كه بر سقف آن قرار دارد. كار ديگر گروه ساخت نمايشگاه ملبورن در سال 1996 است. برج فيليپ در سيدني هم از ديگر كارهاي اين گروه است كه در سال 1993 ساخت شد اين برج يك آسمان خراش است كه طبقه زيرين آن موزه سيدني قرار دارد.
گروه DCM پروژههاي زيادي در خاور دور (هنگ كنگ، اندونزي، ويتنام) و همينطور در لهستان لندن اجرا كردهاند.
Kyneton house خانه كنيتون در ويكتور يا در سال 1998 ساخته شد. از همين گروه است اين خانه در دشت بزرگي واقع شده است كه محل دامداري وسيع استراليا است.
متولد 1918 دانمارك تحصيل در آكادمي رويال هنرها در کپنهاگ و شاگرد ستن آيلر راسموسن مورخ و شهرساز 1947 سفر به فنلاند و همكاري و شاگردي آلوار آلتو- 1948 سفر به پاريس با فرنان لژه و لوكروبوزيه آشنا و آشنايي با هانري لران مجسمهساز تقريب يافت به او آموخت كه چگونه ميتوان در فضا فرم آفرید.1949 به ايالات متحده و سپس به مكزيك سفر كرد و از فرانك ليدرايت تعليم گرفت و سپس فرصت آشنايي با ميس ونده رو را يافت در مكزيك مايا ازتک توجه وي را به خود خواند و در ساختمانهاي مجاور به آن متوجه نكتهاي شد كه مدتهاي پيش خود به آن انديشيده ود استفاده از صفحههاي افقي گسترده به عنوان عواملي اصلي در معماري.
در مسابقات فراواني معماري شركت جستيم اما چون به شرايط مسابقه مقيد نبود موفقيت چنداني نصيب او نميشود. در سال 1957 طرح اوتزن براي اوپرا سيدني به عنوان بهترين طراح انتخاب شد سارنن طرح او را از ميان طرحهاي مردود شدة اوليه بيرون آورد و نظر هيأت داوران را به آن جلب كرد در سال 1963 براي نظارت ساختمان مشكل اوپراي سيدني به اين شهر رفت. تا قبل از دوره سوم توجه معماران بيشتر تركيب با سطوح عمود بود اما در اين دوره توجه معماران به تركيب سطوح افقي با يكديگر بود. اوتزن درباره سطوح افقي و استفاده آن در بنا ميگويند (ساختن سکو به عنوان عامل اصلي در معماري زيبايي خاصي دارد كه من به سال 1949 در سفرم به مكزيك براي مطالعه معماري قديمي اين كشور بدان متوجه شدم در اين ساختمانها سكوهاي گوناگون به ابعاد و اشكال مختلف ساخته شده است و قدرتي بيمانند از آنان ساطع است. او همچنين شیفته تركيبي كه معماران با سطوح افقي در يونان خاورميانه و هندوستان آوردهاند شد و آن را ستون فقرات معماري ناميد.
در طرحي از ابر و دريا توجه به خطوط و سطوح افقي يه درتجسم درياچه در توده ابر ديده ميشود اين طرح تند را ميتوان مبدأ تصور فضائي وي را در طرح بام اپراي سيدني ملاحظه كرد اين بام مركب چند طاقي است كه هر كدام از آنها فقط در يك نقطه به زمين مرتبط است و پيكر افقي بنا به حالت تعليق است خود بنا بر سكويي ساخته شده كه به گفته اوتزن اين سكو مانند تيغهاي در قسمت مختلف اپرا را از يك ديگر كاملاً جدا كند براي سكو ساكن اپرا و در زير آن سالن تهيه و مقدمات اپرا قرار گرفته است.
آزادي بيان در معماري: طاقهاي اپراي سيدني
اين طاقها انتقاد و مخالفت بسياري را برانگيخت ساختن ده طاقي غلاف مانند كه بلندترها آن شصت متر ارتفاع دارد بر بام يك بنا غير معمولي سفت و سختترين انتقاد براي اوتزن اين است كه اين طاقها دلبخواه هستند و رابطهاي بين فرم آنها و فرم قسمت اصلي اپرا وجود ندارد. به عبارت ديگر حجم داخل و خارج آن فاقد هم آهنگي است و حتي بر قسمتي كه سن پرا در درون آن قرار دارد و از همين رو چهار گوشه ساخته شده طاقي عظيم لايه ميافكند اين مخالفتها مسئله اساس را مطرح ميكند آيا بايد صرفاً جنبه عملي ساختمان در نظر گرفته شود يا عصرها قدرت آن را يافته است كه كارهاي صرفاً عملي يا فراتر گذار و بر غناي هنر مانند دورانهاي گذشته بكوشد! اگر ملاك فوائد عملي باشد اين طاقها بيفايده هستند اما خواسته معماري امروز از اين حد فراتر ميرود و معماري در وراي فايده عملي بايد مبين دنياي احساس باشد و تنها استفاده چيره دست ميتواند جرأت كند دنياي احساس را مستقل از منطق به تجسم آورد.
هر نقطه در سقف اين اپرا معادل خود را در طاق بالاي آن در خارج بنا مييابد مقطع تالار كوچكتر اين اپرا رابطه بين سقف و مطاقةا را كه يكي بعد از ديگري ارتعاش بيشتر ميشود نشان ميدهد چنان كه پيداست بلندتري طاق بر بالاي سن اپرا ساخته شده است صفحات شيشهاي از خارج اين طاقيها را ميپوشاند اما نه به امتداد قائم بلكه مانند بال گشوده خفاش رو به درون انحنا مييابد غلافيها طوري در فضا قرار گرفتهاند كه او تار آنها در يك نقطه مفروض تلاقي ميكنند و در پيش و پشت اين نقطه مفروض كلاميها در فضا ساطع ميشند اين نكته فقط در بام طاق ديده ميشود ولي مشخص از پايين ساختمان متوجه رابطه طاقيها ميشود.
اوتزن هم بر عوامل طبيعي و معماري گذشته استادي دارد هم متدهاي ساختماني جديد بخصوص (پره فابريكاسيون او قادر است از روشهاي مكانيكي براي مقاصد هنري استفاده كند.
استعداد اوتزن در طرح صفحاتي شيشهاي كه طاقيها را به اصطلاح قاب ميكند محسوس است و معتقد است شيشه در حالت قائم تصور تعامل بار ساختمان را ايجاد ميكند بنابراين شيشهها در امتداد قائم متقابل طاقيها قرار نگرفتهاند پركها، باد بزن از چنين قطعه ساخته شدهاند كه سنت به قطعه زيرين خود كمي پيشتر ميآيد و بدين وسيله در شكل كلي اين صفحات شيشه تحركي پديدار ميگردد.
در طرح اين طاقيها و صفحات شيشهاي از حركت طبيعي و ديناميكي بال يك پرنده در حال پروازالهام گرفته است و هم از سيستم اتوماتيك كه با همه پيچيدگي از نظم دقيق بر موردار است و شخص قادر است با آن هر نقطهي تلفن كند.
بعدا طرح اوتزن. كره هندسي طاقيهاي ايران سيدني به شكل قطعاتي هستند كه كره بريده شده باشند بنابر قول افلاطونی كره كاملاترين شكل هندسي است.
ارتزن به عمد اين طاقيها را شبيه قطعات يك كره ساختن تا ثبات و تحرك ابدي در آنها مجسم باشد ثباتشان در شكل كرهي آنها و تحركشان از توالي يكي پس از ديگري بر بام اپرا اين طاقيها شبيه قطعاتي از كره هستند نه يك كره کامل اين مطلب وجود عوامل بريده غير كامل خواهي نخواهي نشان و سمبلي از عصر ما است. اما معماري وقتي مفهوم مييابد كه بنايي ساخته شده باشد پس انديشه متافيزيكي بايد عملي و ساختن باشد او قرن عملي بودن طرح نور را با نمونههاي كه با كرههاي كوچك چوبي فراهم آورد مسلم داشت او از یك طرف بر زيبايي موجود در معماري گذشته تبحر دارد و از جانب ديگر از متدهاي ساختماني امروز غافل نيست.
اين طاقيها چون به شكل قطعاتي از کره هستند براي ساختمان آنها چوب بستهاي متحدي لازم نيست و تنها با يك قالب كه از آن پس از ساختن يك طاقي براي طاقي ديگر استفاده شده است تمام آنها بنا كشته است چون قايهاي اپرا شبيه قطعات كره است و كره شكل منظم هندسي است تعيين اندازه دقيق هر يك از اجزا آن ميسر است و قبل از ساختن ميتوان آنها را به دقت محاسبه كرد و معلوم داشت از همين رو ميتوان اجزاء آنها را قبلا ساختن و در محل كار سوار كردن او قرن سادگي ساختن طاقيهاي اپراي سيدني را به قاچ كرده يك پرتغال تشبيه ميكند.
طاقياول تخيل بودند بعد در مرحله عملي به دقت محاسبه گرديد نخست اوه آروپ دانماركي محاسبه را به عهده گرفت اما جون راه خيلي نيافت كار را رها كرد سرانجام اتزون به كمك همكارانش ظرف 6 ماه به راه حل دست يافتند اين طاقيها را از قطعات آماده كه برخي در محل كار و برخي ديگر در سوئد ساخته شده بودند بنا كرده اين قطعات به وسيله بستهاي آهنی در محل كار به يكديگر متحمل كرد.
طاقيها و سقف ايران سيدني برخي معتقد بودند كه طاقيها و سقف ايوان سيدني وظيفه ساختماني متصور نيست و بين آنها رابطهاي وجود ندارد اما براين طاقيها و سقف وظيفهاي ديگر متر تب است وظيفهاي كه 5000 نفر شنونده برنامههاي اپرا را مانند پروانههاي به دور گل جمع ميكند.
سقف سبك و منحني را اين ساختمان كه از بام آن آويخته است از قطعات آماده كه به ملاحظه محاسبات پيچيده اكوستيك شكل گرفته ساخته ميشود محاسبه ابعاد قطعات سقف نیز به مدد هندسه ميسر گشته ست او ما نه كره بلكه استوانه او در ساختن اين سقف از پروژه لوكر بوريه جماهيرشوروي مايه گرفته است.
تاتر دلفي يونان بر بلندي است و براي ديدار آن راه طويل و كم عرض ما پيچداره رو به بالا ميرود طي كرد در خود تانر نيز شخص نخست به زيبايي و جلال مناظر اطراف متوجه ميشود اگر چه اپراي سيدني بسيار كوچكتر از دلفي است اما تلاش شده همين كيفيت در آن بوجود آيد پلكانهاي پر جلان مانند پلكانهاي معماري مايا از تك به قسمتهاي مختلف راه ميبرد.
منابع
http://www.walkingmelbourne.com/
http://archrecord.construction.com/
http://aardvark.tce.rmit.edu.au/
http://www.architectureaustralia.com
خدایا!